X
تبلیغات
چرکِ دل
"من نبودم" گفته
/**/

"من نبودم" گفته نترسیدی
خون جگرم خوردی وز خویش نترسیدی
آخر چه کنی جانا
گر بر جگرت افتد
گر تو همه سیمرغی
از آه دلم میترس
آتش ز دلم ناگه بر بال و پرت افتد
گر عاشق رویت را
سرگشته همی خواهی
حقا که اگر از من سرگشته ترت افتد

"من نبودم" گفته نقض
در پی نقص‌ام و نقض گرفتار من....


"من نبودم" گفته چقدر آروم....

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
             آیا بود که گوشه‌ چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
             باشد که از خزانه غیبم دوا کنند


شرممان باد ز پشمینه آلوده خویش
             گر بدین فضل و هنر نام کرامات بریم

قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند
             بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم

در بیابان فنا گم شدن آخر تا کی
           ره بپرسیم مگر پی به مهمات بریم

حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مریز
             حاجت آن به که بر قاضی حاجات بریم



"من نبودم" گفته غلطی هم که نکردم...
زمانی که با دل غلط میکنم
غلط کردنم چه کیف و حالی میده....


از آمدن و رفتن ما سودی کو؟
وَز تار وجود عمر ما پودی کو؟

در چَنبَرِ چرخ جانِ چندین پاکان
می سوزد و خاک می شود دودی کو؟

از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جاه و جلالش نفزود

وز هیچ‌کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود؟

جامی است که عقل آفرین می‌زندش
صد بوسه زِ مِهر بر جَبین می‌زندش

این کوزه‌گر دَهر چنین جامِ لطیف
می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش!


EOF

"من نبودم" گفته به دنبال هیچ...
به ساعت من نه روز است و نه شب
نه تقویمی مرا منظوم و نه سالی مرا به یاد دارد
هستم و نیستم،‌‌ در خود و با دیگران
سوختم تا ققنوسی باشم ازنو!
نیمسوز ماندم، پشت سر خراب و روبرو سراب
در پیج خیال و مجبور روال
‌.....



"من نبودم" گفته کینه ۲
#کینه ۲
در پست قبل[کینه و کینه‌جویی] تفاوت داشتن یه حافظه خوب و در عوض داشتن صفت کینه‌ای رو گفتم
اما چیزی که صاحب حافظه خوب رو به خطر می‌اندازه نیت خوب این افرد برای برحذر داشتن افراد از اشتباه‌های تکراری اونهاست، به این معنی که احساس میکنه فردی دچار اشتباهی تکراری شده بهش متذکر میشه!
با این‌حال چیزی که اغلب شاهد اون هستیم نه تنها از این تذکر استقبال نمیشه بلکه گاها با برخوردی تند با این عنوان که اشتباهاتم رو پیش چشمم میاری یا توی چشمم میزنی مواجه میشن
خطر از جایی شروع میشه که با یه فرد کینه‌جو طرف باشی
این تذکر به خودی خود پیش چشم آدم کینه‌جو بدی و اشتباه هست
و کسی که این تذکر رو میده حتما مستوجب عقوبت!


"من نبودم" گفته کینه و کینه‌جویی
کینه و کینه‌ای بودن برا خیلی ها سؤتفاهم میشه، معمولا افرادی رو کینه‌ای تصور میکنن که بدی‌ها و اشتباهاتی که در حقشون شده رو به یاد دارن، نه تنها این بلکه لحظه لحظه ها رو هم مثل یه فیلم به یاد میارن، بی کم و کاست، تا اینجای مطلب تفاوت عمده‌ای با یه فرد کینه‌ای به چشم نمیاد!
اما یه فرد کینه‌ای یا همون کینه‌جو چه خصیصه‌ای داره که اونو از فردی با حافظه خوب یا قوی متمایز میکنه؟!
تلافی!
تلافی کردن یکی از تفاوت‌های کینه‌جو بودن با داشتن یه حافظه خوبه
شخص کینه‌جو یا کینه‌ای از هر فرصتی برا تلافی استفاده میکنه
و تفاوت دیگه و جالب دیگه در خصوص این افراد اینه که خوبی‌ها رو به راحتی چشم‌پوشی و فراموش میکنن و انگار تنها چیزی که حافظه اونها ثبت و نگه داری میکنه بدی‌ها و اشتباهاتی هست که در موردشون صورت گرفته!

از یک فرد کینه‌ای مشورت مفیدی انتظار نمیره چون معلوم نیست چه غرض و مرضی رو وقت نظر دادن لحاظ کنه
یک فرد کینه‌ای قابل اعتماد نیست، چون معلوم نیست چه مجازات(تلافی) رو در قبال اشتباهی که در گذشته انجام دادید براتون در نظر بگیره
در یک کلام فرد کینه‌جو ممکنه در شرایطی که حتی فکرش هم به ذهنتون خطور نمیکنه شما رو به بدترین شکل غافلگیر میکنه!

درعوض کسیکه به راحتی ممکنه کینه‌جو شناخته بشه یعنی همون آقا یا خانوم با حافظه خوب، به خاطر وقایعی که در ذهنش نقش بسته میتونه بهترین مشورت‌ها رو با توجه به سوابق و وضع حال شما داشته باشه
در شرایطی که حتی تصورش رو نمی‌کنید در قدرشناسی از خوبی هرچند کوچک شما در گذشته شما رو غافلگیر بکنه
و از همه مهمتر کسیه که میتونه در بد ترین شرایط با مرور موفقیت هاتون شما رو امیدوار و به تلاش بیشتر ترغیب کنه!


"من نبودم" گفته
یکی از وسایلتو در نظر بگیر که خیلی دوسش داری!
حالا هرچی باشه
به کارایی که میتونی باهاش انجام بدی فکر کن
حالا فکر کن چه کارایی نمیشه باهاش انجام داد

ولی با جدیداش میشه!

از دوست داشتن تا تنفر همینقد فاصله است! یه روزی دل میبندی به یکی
اون روز یا نمیبینی چه توانایی و خصوصیت هایی داره یا نداره
یا چشات رو خودت میبندی

اونو باید همینطوری دست نخورده نگه داشت تا دوست داشتنی باشه

گرچه آدمه و میتونه تغییر کنه ولی
ولی بازم ممکنه اگه خواسته هات زیاد بشن طاقت نیاره، یا جا بزنه
وقتی کم بیاره عشقت میشه تنفر و هر کَس دیگه ای رو ببینی چشم نواز به نظر بیاد....


"من نبودم" گفته
زمین و دار و درخت
دشت و دمن
همه لباس بهاره پوشیدن

سال نو تحویل میشه
برای همه
برا من یکی غصه هام که سر جاشه
غصه های جدید تحویل میشه....

"من نبودم" گفته
درد بیمار نپرسند به شهر تو طبیبان
کس در این شهر ندارد سر تیمار غریبان


"من نبودم" گفته
دست و پا میزنم و فرو نمی‌روم در این مردابی که بوی مرگ میدهد و مرگ نمی‌دهد....

این لامکان که هیچش نشانه نیست

بی اخطار، به نام مصلحت

برزخی پیش از مرگ

مرگی بی قیامت

رستاخیزی از افق چشمان بی سوشان تا مرگی از نو و باز تکرار بر تکرار

رمق بریده و ناچار، نفس بریده و کام دود آلود و روز خون خوار

نه فرو میروم تا مژده مرگی باشد برایم

نه امیدی به نجات

چونان نابرابری حدود جبر که به سمت صفر میلم است و تا مرگ چیزی نمانده و مرگی در کار نیست!!!


"من نبودم" گفته
فقط تجسم کن
شادی افزون بچه‌ای از داشتن یک جوجه رنگی
ذوق و خنده‌اش وقتی با یه بادبادک بازی میکنه
اخم و خنده هاش همه خریدار داره، نمیدونه ولی میدونه
نمیدونم از همون روزا شاید استفاده ابزاری از این خنده ها و اخم ها رو یاد میگیریم!
شاید...
معلوم نیست، ولی نمیدونم اصلا از کجا راه رو اشتباه رفتیم که نه خندیدنمون و نه اخم هامون هیچ خریدار نداره!
بازار کساد شده، یا نه، این روزها خریدار رو باید خرید...


"من نبودم" گفته
متن زیر مخاطب خاص داره!
و اینکه، هی پست نذار، هی چیز ننویس و هی....
حرف میزنی  پس جوابشم داشته باش:

خنده داره
شنیدن دوستت دارم از بعضی ها
جدی میگم، اینطوری نگاه نکن!
باورت بشه یا نه، نمیدونن دوست داشتن اصلا چی هست!
حالا اینکه بخوان کسی رو دوست داشته باشن! این دیگه خیلیه، نمیشه و واقعا نمیشه ازشون انتظار داشت.
خیلی فرق داره
چی با چی؟
می‌گم صبر کن
میدونی جمله دوستت دارم مثل ریال یا دلار نیست تا توی یه استور(فروشگاه) بتونی تبدیلش کنی به هرچیزی دلت میخواد
دوستت دارم، به خودی خود باری نداره که در قبال گفتنش طلب کار بشی!
دوست داشتن گفتنی نیست! شنیدنی نیست!
دوست داشتن یه فرضیه است و باید اثبات بشه
حتی سخت تر از E = mc2 خیلی سخت تر....
دوست داشتن بیقراری داره، شب زنده داری داره، خیال و خاطر برات نمیذاره
دوست داشتن وفا میاره، صداقت میاره،
آخرش اینه: از کوزه همان برون تراود که در اوست....
بیا و به هیچکس نگو دوستت دارم! نگو
فقط اثبات کن،...
دوست داشتن شرط نداره! چرا باید وقتی به کسی میگی دوستش داری بشه یه گزینه بین چند نفر؟
آره دوست داشتن ساده است و خیلی سخت
دوست داشتن ینی مادر که روزی صد بار تلخی ببینه و روزی هزار بار نگاش با نگرانی سمتت برگرده
دوست داشتن ینی کل یه شاخه گل با خارهای روی شاخه‌اش
دوست داشتن ینی یه قدم تو صد قدم من
آره دوست داشتن قائده داره، الکی نیست!

دوست داشتن زمزمه کردن یه ترانه نیست، که تا وقتی گوشش میدی با خودت ذوق کنی و بگی به به من دست لیلی و مجنون رو از پشت بستم و وقتی پای حتی حرف زدن بشه صد جور انتظار بی خودی داشته باشی!

دوست داشتن و عاشقی کردن رو فکر کردی چرا میشه عنوان و متن اینهمه قصه و افسانه
چون هر گلی "رز" نمیشه اکثر وقتا میشه "گل خر ضحله"....
آره عزیزم همینه!

بگو فقط پای دوست داشتن چیکار کردی؟

دختری یا پسر یا هر کدومش در نقش همسر! چه فرقی داره، مهم اینه که به گفتن نیست
کسی رو دوست داری؟! مفروض است، اثبات کن!

خلاصه اینکه خیلی فرق داره دوست داشتن از گفتن تا....
که عشق آسان نمود اول ولی .....

همین که یه کابوس ازم کم بشی، از این ماجرا، پامو پس میکشم


"من نبودم" گفته ای دنیای ...
فریاد از آن نرگس مستی که تو داری
آه از دل بیگانه‌پرستی که تو داری
 
ترســـم که یک از اهل وفـا زنده نماند
در کشتن این طایفه دستی که تو داری

تا من آن نرگس مست تو دیدم
دین و دل دادم و مهر تو خریدم

ترسم آخر که وفایت نبینم
بس جفا دیدم و محنت کشیدم

*********************

تا من آن نرگس مست تو دیدم
دین و دل دادم و مهرت خریدم

ترسم آخر که وفایت نبینم
بس جفا دیدم و محنت کشیدم

آه ز بیداد تو ای دلبر طناز
دهان غنچه کن باز

ناسزایی بگو تا بگویم که من چون شنیدم
جام زهر از کف تو نوشداروست

ناسزا از لب تو طیبات است
گر بمیرم تو به مرگم بگریی

نوشم آن قطره که آب حیات است
آه که عشق تو به جان شرر افکند

می دهدم پند دل از این عشق
همی جان از آتش که با جان خریدم

"من نبودم" گفته به کی بنویسم؟!


چون سپندم بر سر آتش، نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کنار، بنشین نشان سوز نهاند


"من نبودم" گفته نگران خودمم
آی تو که هی بد میاری، بگو تو چنته‌ات چی داری
بگو به جز من غمتو میخوای تو شهر به کی بگی

نگران خود گم شده‌امم، باز به خودم می‌نویسم....

نگرانم، نگرانم، نگران خودمم
از سر دنیا زیادم ولی باز خیلی کمم



"من نبودم" گفته نامه
سلام
حال و احوالت چطوره؟ دماق مماقت چاغه؟
چقدر دلم هواتو کرده! همینطوری مشغول کارای الکی بودم که یاد تو افتادم، چقدر خاطره داریم با هم! یادته؟! چی شد یهو غیبت زد؛ کجا و با کی رفتی که یاد ما نمیکنی؟!
اونقدی که من باهات پیاده راه اومدم کی باهات میومد! یادش بخیر بی هدف میزدیم بیرون، میرفتیم تا اونجا که پاها دیگه قدم از قدم بر نمیداشت، کسی هم  مزاحم نمی‌شد، این روزا نه بارون و نه ابر و نه آفتاب هیچکدوم بی تو چنگی به دل نمیزنه قبلنا تو بودی و بارون زمستونم خیسم میکرد بازم دلم گرم بود، اندازه همون یه لیوان چایی که میگرفتیم و میخوردیم با قند اضافه :))))
میدونی حسش نیست پاشم برم بیرون تنهایی حال نمیده، نامرد شام و ناهارت رو باکی میخوری، یادمه اون وقتا که با هم بودیم خوش اشتها بودی این روزا من از هر وقتی بی اشتها ترم...
یادته یه ریز حرف میزدی؟! یه بار نشد یه چیزی بگی بخندیم یا همش نقشه هات بود یا طرحایی که نمیدونم از کجا میاوردی! اصن نمیذاشتی من حرف بزنم. این روزا کی به حرفات گوش میده؟!
با اینکه هیچوقت حرفای منو گوش نمیدادی بازم دلم هواتو کرده، گیرت بیارم اغفالت میکنم تا نا کجا آباد رو با هم بریم، بریم و بریم و بریم تا جایی که کسی نباشه دیگه از من جدات کنه
چقدر دنیامون کوچیک بود، همیشه فکرای منو میخوندی، از کجا میدونستی چی دلم میخواد نمیدونم ولی هرکدومو میتونستی حاضر میکردی؛ کاش الآنم میدونستی چی دلم میخواد، آخ که چه خوبه یکی با آدم اینطوری باشه...

کاش میدونستم چرا نیستی؛ حتی نمیدونم اصلا این نامه به دستت میرسه یا نه!!!!!
خیلی وقته ازت خبری ندارم؛ قابل دونستی یه خبری از خودت بهم بده.
ارادتمندت خودم


برسد به دست من


"من نبودم" گفته
می‌گن، آنچه از دل برآید بر دل بنشیند
اینم اما برا وقتیه که کسی باشه براش بگی!
من میگم:
آنچه از دل برآید، باران بهاری شود و بر گونه نشیند...

"من نبودم" گفته
زندگی با بد و خوبش، شکل یک بازیه اما
نباید غافل از این شد، چی به جا میمونه از ما
بازی زندگی رسمش،  گاهی برد و گاهی باخته
کسی اسمش رو زبوناست که یه عمر با همه ساخته


"من نبودم" گفته
برای تصمیم گرفتن، یک لحظه تأخیر هم دیر است
شاید همین بارانی آفتاب شد
یا آفتاب لب ساحل باران
لحظه ای دیگر شرمنده خودت نباش....


"من نبودم" گفته
ما آدما فقط عادت نمی‌‍کنیم!
مقاوم میشیم، مثل ویروس، پوستمون کلفت میشه و چیزای سابق خیلی ناراحتمون نمیکنه
متوقع میشیم و چیزای سابق دیگه شادمون نمیکنن!
و هر روز بیشتر برزخ رو تجربه میکنیم....

"من نبودم" گفته
پستهای امشب خیلی زیاد شد
لطفا برای دیدن همه پستها در فیس‌بوک به
https://www.facebook.com/CherkeDel
و برای دیدن پستها در بلگفا به
 http://cherkedel.blogfa.com/1392/10
 مراجعه کنید.
ϻαϻɾΣɀО

"من نبودم" گفته
ما آدما فقط یاد گرفتیم همه‌جا رو خط خطی کنیم
زیاده خط ترمزایی که به توقف منجر نشد و خسارت حداقلش بود
وقتی رو تخته رفاقت هر چی خواستی کشیدی و نوشتی انتظار نداشته باش کسی از روش نخونه
وقت روخونیشون شاید خوشت نیاد...  :|

"من نبودم" گفته
قدیمیا وقتی یه کدورتی یا مسأله‌ای پیش میومد همدیگه رو به حق سلام و علیکشون قسم میدادن
ینی سلام علیکشون رو یاد هم میاوردن
امروزه فقط میشه از پشت خنجر زدن ها رو یاد هم بیاریم....
قسم به وقتی که به من پشت کردی، از حقم یه قدم بر نمیگردم، فقط به موقعش 3:)

"من نبودم" گفته
همونی که به تو اطمینان داره و هرطوری باهاش دلت خواست رفتار میکنی
یه چیزی هم داره به اسم شیر اطمینان، فشارش که زد بالا نشونت میده، چیزایی هم هست که بلد نیستی....

"من نبودم" گفته
آهای توای که بازی کردن رو بلدی و حوصله بازی با کم تجربه ها رو نداری
خودت دقیقا از کجا بازی رو یاد گرفتی؟ O.o

"من نبودم" گفته
تلافی کردن، بی رحمی نیست!
تلافی نکردن هم ناتوانی نیست!
اگر میدونی سخته، کاری نکن که در قبالش بد ببینی!
چیزی که عوض داره گله نداره!

"من نبودم" گفته
شاید کسانی رو که باهاشون گریه کردی رو نشه فراموش کنی
ولی کسایی که فقط گریه هاشون رو با تو بودن و شادیهاشون رو با دیگران رو میشه به هرچی که به ذهنت میرسه حواله کنی